ایران؛ سرزمین روایت های حماسی بی شمار برای آیندگان
این مکتب قصه میخواهد؛ و مدرسهٔ شجرهٔ طیبهٔ میناب، خود به قصهای بدل شد برای انزجار و نفرت نسلهای آیندهٔ ایران از متجاوزان خونخواری که به نام آزادی، چشم طمع به منافع این سرزمین دوخته بودند تا آن را به یغما ببرند.
قرنها بعد نیز در کتابهای فرزندان مان، روایتهای حماسی بیشماری از رشادتهای سربازان و جوانان ایران خوانده خواهد شد.
دیگر کار از نفرت گذشته و به کینه رسیده است؛ کینهای که هر بار یاد خون عزیزان و فرزندانمان را زنده خواهد کرد.
آن سرباز بیستودوسالهٔ جانباز، بدون دست و پا، خود به روایتی دردناک و در عین حال غرورآفرین از شجاعت یک جوان ایرانی تبدیل خواهد شد؛ جوانی که پای لانچرها ایستاد تا از وطن دفاع کند.
بسیاری گمان میکردند پس از حسین فهمیده، همت، باکری، خرازی، تهرانیمقدم، سلامی و حاجیزادهها، دیگر این سرزمین از آرشکمانگیرها تهی شده است؛ اما چشمهای کورتان را از روی نجاستهای اپستین بردارید و قهرمانان واقعی ایرانزمین را ببینید و به عظمتشان اعتراف کنید.
کجای جهان دیدهاید که ملتی با یک فراخوان، در مدت دو هفته، نزدیک به سی میلیون نفر داوطلبانه لبیک بگویند و آمادهٔ جانفشانی برای سرزمین خود شوند؟
فراموش نکنید که این آب و خاک همواره مشمول لطف و عنایت خداوند بوده است، و جوانان و شیربچههای این سرزمین، پرورشیافتهٔ دامان مادرانیاند که سیره و الگویشان بانوی دو عالم، حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیهاست.
ای اجنبیهای ناپاک، بدانید که این سرزمین در پناه سلطان علی بن موسیالرضا علیهالسلام است.
پایان پیام/




















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰