«تمدنسازی پس از جنگ تحمیلی سوم؛ تحلیل یک نگاه احیاگر»
انقلاب اسلامی در تحلیل تمدنی، صرفاً یک تحول سیاسی یا جابهجایی قدرت نیست، بلکه یک «انقلاب احیاگر» با ماهیت تمدنساز است. در نگاه مطرحشده، تمدن دارای دو ساحت شکلی و محتوایی است؛ ساحت شکلی به عمران و پیشرفت ظاهری مربوط میشود، اما ساحت محتوایی ناظر به منظومهای از هستیشناسی، معرفتشناسی، انسانشناسی و نظام اخلاقی، حقوقی و سیاسی است. بر این اساس، قانون اساسی جمهوری اسلامی تجلی یک الگوی تمدنی مبتنی بر نظام امامت و امت معرفی میشود که ظرفیت انسانسازی و جهتدهی به سبک زندگی را داراست.
در نسبت با تمدن غربی، چهار رویکرد قابل تفکیک است: تسلیم و غربگرایی مطلق، نابودگرایی فاقد بدیل، التقاط و اسلامیسازی ظاهریِ زیرساختهای غربی، و در نهایت «احیاگری تمدنی». رویکرد احیاگر بر این باور است که جهان اسلام دارای پیشینه تاریخی و سرمایه معرفتی مستقل است و میتواند ضمن عبور نقادانه از غرب و شرق، الگویی نوین برای پیشرفت ارائه دهد؛ الگویی که نه در هضم تمدن مسلط خلاصه میشود و نه در انفعال یا تکفیر.
در این چارچوب، تقابل تمدنی با انقلاب در چند مرحله از «هضم» و «محاصره» تا «حذف» و «جنگ ارادهها» ترسیم میشود؛ اما ادعا بر آن است که گفتمان مقاومت، اقتدار بازدارنده و پیشرفت علمی، اضلاع سهگانه عبور از مقاومت به فتح تمدنی را شکل میدهند. این تحلیل، بر نقش مردم بهعنوان خط مقدم تداوم انقلاب و بر ضرورت تقویت بنیانهای فکری، علمی و رسانهای برای تحقق تمدن نوین اسلامی تأکید دارد.
پایان پیام/





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰