یادداشت روز؛

«تن ها برای وطن»؛ نمایشِ نبرد در تاریکی؛ وقتی خیابان، صحنه است

صالح نگار- از نگاه یک نمایشنامه‌نویس، تئاتر همیشه در جستجوی «لحظه حقیقت» است؛ همان لحظه‌ای که کلمات فرو می‌ریزند و تنها «کنش» (Action) حرف می‌زند. در این روزهای پرالتهاب که سایه شهادت بر آسمان وطن گسترده شده است، ما با یک درام عظیم روبه‌رو هستیم؛ درامی که در آن هیچ دیالوگی نوشته نشده، اما هر حرکتِ یک شهروند در دل شب، یک جمله‌ی کلیدی در متنِ مقاومت است.و....

نمایش «تن ها برای وطن»
نمایشِ نبرد در تاریکی؛ وقتی خیابان، صحنه است

از نگاه یک نمایشنامه‌نویس، تئاتر همیشه در جستجوی «لحظه حقیقت» است؛ همان لحظه‌ای که کلمات فرو می‌ریزند و تنها «کنش» (Action) حرف می‌زند. در این روزهای پرالتهاب که سایه شهادت بر آسمان وطن گسترده شده است، ما با یک درام عظیم روبه‌رو هستیم؛ درامی که در آن هیچ دیالوگی نوشته نشده، اما هر حرکتِ یک شهروند در دل شب، یک جمله‌ی کلیدی در متنِ مقاومت است.

اگر بخواهم این حضور شبانه مردم را در قالب یک نمایشنامه بنویسم، آن را «تن ها برای وطن» می‌نامم که در آن قهرمان‌ها نه شخصیت‌های خیالی، بلکه مردمی هستند که در اوج سوگ، از تن های تنها با اتحاد آرام خود برخاسته‌اند تا به «کنشِ دفاع» بپردازند. کنشی که در آن تضاد (Conflict) میان «ترسِ دشمن» و «ایمانِ مردم» به اوج خود رسیده است. این یعنی اوجِ دراماتیک؛ جایی که مخاطب (تاریخ) نفس‌های خود را حبس می‌کند تا ببیند آیا ایستادگی، بر شر آشوبگر پیروز می‌شود یا خیر.

اما اگر از دریچه چشم یک کارگردان به این صحنه بنگرم، با بی‌نظیرترین «طراحی صحنه» و «نورپردازی» روبرو هستم که هر کارگردانی در رویاهایش می‌بیند. صحنه، تمام پهنای خیابان‌ها و کوچه‌های ایران است؛ صحنه‌ای که تاریکیِ شب در آن با نور مقاومت روشن شده است. این نورپردازی، برخلاف نورهای مصنوعی تئاتر، نوری است که از درونِ جانِ مردم می‌تابد؛ نوری که در تضاد با سیاهیِ شب، جلوه‌ای حماسی و مینیمالیستی دارد.

در این کارگردانی، «میزانسن» (Mise-en-scène) بسیار دقیق و کوبنده است. حضور شبانه مردم در خیابان‌ها، یک چیدمانِ انسانی است که نظم را به آشفتگی تحمیل می‌کند. حرکتِ جمعیت در دل شب، نه یک حرکتِ بی‌هدف، بلکه یک صحنه زیبای
دفاع از میهن را به نمایش می گذارد.

این «نمایشِ مقاومت»، هنرمندانه‌ترین نمایش تاریخ است؛ چرا که در آن، «اجرا» (Performance) با «زندگی» (Life) یکی شده است. در این نمایش، هیچ «پرده‌ای» برای پایان وجود ندارد، زیرا دراماتورژیِ این حماسه، تنها بر یک اصل استوار است: «تا رسیدن به پیروزی، پرده‌ها نخواهند افتاد.»

این نمایش، نمایشِ حقیقت است؛ نمایشی که در آن تماشاگر، خودِ نقشِ اصلی است و کارگردان، اراده‌ای است که از دلِ خون و اشک، پیروزی را کارگردانی می‌کند.

نویسنده: هاشم پورمحمدی

پایان پیام/