یادداشت روز؛

فریادِ بصیرت در میقاتِ حیرت؛ نقدی بر اِستمرارِ فترت در تجلّیِ مِهرِ ولایت

کرمانشاه/ صالح نگار- «فریادِ بصیرت در میقاتِ حیرت؛ نقدی بر اِستمرارِ فترت در تجلّیِ مِهرِ ولایت»عنوان یادداشت صالح نگار به قلم دکتر محمد ابراهیم مالمیر استاد دانشگاه رازی است که به بهانه ی تأخیر در معرفی رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران نگاشته شده است.

 

محمّدابراهیم مالمیر
دانشگاه رازی

بِسْمِ رَبِّ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقِین

ای قدسیانِ خاک‌نشین و ای امانت‌دارانِ عهدِ الست در دیوانِ خبرگان!
امروز که خورشیدِ فروزانِ فقاهت و مقتدایِ مقتدرِ مقاومت، آن جانِ جهان و پیرِ خراسانی‌نشان، در شفقِ خونینِ شهادت به معراجِ حضور شتافته و امّتِ سلحشور را در سوگِ «پدرِ معنویِ خویش» یتیم گذارده است، این چه سکوتِ مصلحت‌سوز و چه درنگِ عافیت‌اندوز است که بر ارکانِ تصمیم سایه افکنده؟

بدانید و آگاه باشید که در مذهبِ عارفان و مکتبِ مجاهدان، زمین لحظه‌ای از «حجّت» تهی نماند و «فیضِ الهی» از شریانِ هستی منقطع نگردد.
«ولایت»، نه یک منصبِ قراردادی، که «روحِ جاری در کالبدِ زمان» است. هر ثانیه‌ای که بر این امّتِ داغدار، بی‌تعیینِ مقتدا و بی‌معرفیِ پیشوا بگذرد، جفایی است عظیم بر «خونِ مطهرِ امام شهید» و سمّی است مهلک در رگ‌هایِ «نظمِ نوینِ انقلابی».

ای بصیصانِ بصیرت!
آیا نمی‌بینید که شغالانِ استکبار در کمینِ بیشه‌ شیران‌اند و کفتارانِ نفاق در آرزویِ «سقیفه‌ای دگر» دهان گشوده‌اند؟
در قاموسِ استراتژیِ نظامی، «ارتشِ بی‌فرمانده» صیدی است در چنگالِ کفر، و در منطقِ سیاستِ اجتماعی، «جامعه‌ بی‌سر»، جسدی است در معرضِ تندبادِ تفرقه.
این «فترتِ مرموز» و این «تأخیرِ نامأنوس»، قلبِ جبهه‌ مقاومت را در یمن و لبنان و عراق به اضطراب کشانده و چشمانِ امیدوارِ مستضعفانِ عالم را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

در ساحتِ عرفان، «خورشید» که غروب کند، «ماه» باید به تجلّی درآید تا شب‌پرستان را مجالِ تاخت و تاز نباشد.
چرا «ماهِ منیرِ ولایت» را در پسِ ابرهایِ مصلحت‌سنجی پنهان داشته‌اید؟
مگر نه این است که «عَلَم» نباید بر زمین بماند و «حبل‌الله» نباید لحظه‌ای از کف برود؟

ما نه تشنه‌ واژگانِ تسلیتیم و نه فریفته‌ بیانیه‌هایِ تعزیت؛ ما تشنه‌ «بیعت»ایم و گرسنه‌ «ولایت».
هر که در معرفیِ «ولیِ برحق» و «نایبِ صاحب الزمان» سستی ورزد، هم‌نوا با خنّاسانِ تاریخ، تیشه به ریشه‌ «خیمه‌ ولایت» زده است.

«برخیزید و غبارِ تردید از جبهه‌ یقین بزدایید!
تا کی در پسِ پناهِ تأمّل، فرصت به خصمِ دون می‌دهید؟
امّت، یتیمِ عاطفه نیست؛ تشنه‌ ابهتِ علوی و صولتِ حیدری است.
ولی را فریاد کنید، که آفتابِ حق را حجاب، هرگز برنمی‌تابد!»

پایان پیام/