یادداشت روز؛

معماری شکننده امنیت انرژی و پیامدهای ژئوپلیتیکی تهدید علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران

صالح نگار-  تهدید یا حمله علیه زیرساخت‌های حیاتی انرژی، به دلیل پیوند عمیق این سازه‌ها با شبکه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و امنیتی جهانی، تنها یک اقدام نظامی یا راهبردی محدود محسوب نمی‌شود....

تهدید یا حمله علیه زیرساخت‌های حیاتی انرژی، به دلیل پیوند عمیق این سازه‌ها با شبکه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و امنیتی جهانی، تنها یک اقدام نظامی یا راهبردی محدود محسوب نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند ساختارهای ژئوپلیتیکی منطقه‌ای و جهانی را به‌طور بنیادین دگرگون کند. در عصر وابستگی متقابل انرژی، هر گونه اختلال در تولید، انتقال یا فرآوری انرژی، پیامدهایی فراتر از مرزهای ملی ایجاد کرده و بحران‌های چندلایه در سطح سیستم بین‌الملل پدید می‌آورد.

در دهه‌های اخیر، زیرساخت‌های انرژی ـ شامل خطوط انتقال، پالایشگاه‌ها، بنادر صادراتی، شبکه‌های برق، تأسیسات آب‌شیرین‌کن و پلتفرم‌های تولید دریایی ـ به یکی از حساس‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی و امنیت بین‌الملل تبدیل شده‌اند. دلیل این حساسیت نه‌تنها نقش مستقیم این زیرساخت‌ها در اقتصاد کشورها، بلکه وابستگی روزافزون بازار جهانی به جریان باثبات انرژی است. در چنین شرایطی، تهدید علیه این شبکه حیاتی ارزش ژئوپلیتیکی ویژه‌ای پیدا می‌کند و آثار آن صرفاً محدود به حوزه تقابل نظامی یا رقابت منطقه‌ای نیست.

۱) نخستین پیامد چنین تهدیدهایی، تغییر محاسبات بازدارندگی است. کشورهایی که حامل یا گذرگاه انرژی هستند، اغلب در برابر تهدید به اختلال در این شبکه‌ها رویکردی چندبعدی اتخاذ می‌کنند: از افزایش ظرفیت دفاعی گرفته تا گسترش شبکه‌های پشتیبان و توسعه سامانه‌های نظارت و مقاوم‌سازی. این وضعیت موجب شکل‌گیری دور جدیدی از رقابت تسلیحاتی و امنیتی می‌شود که نه صرفاً بر پایه قدرت نظامی، بلکه بر پایه توان حفاظت از زیرساخت‌های پیچیده انرژی استوار است.
هر گونه خلل و دستکاری این استراتژی توسط دیگر کشورها موجبات تشنج شدید جهانی خواهد شد.

۲) پیامد دیگر، ایجاد اثرات سرریزی ژئوپلیتیکی در بازارهای جهانی است. تهدید علیه هر نقطه از زنجیره انرژی باعث نوسان قیمت، افزایش هزینه بیمه کشتیرانی، انتقال ناگهانی مسیرهای تجاری و دگرگونی در الگوهای عرضه و تقاضا می‌شود. این تحولات به‌ویژه در مناطق حساس دریایی، که نقش گلوگاهی در انتقال انرژی دارند، شدت می‌گیرد. از این منظر، حتی تهدید لفظی علیه زیرساخت‌های حیاتی کافی است تا بازارها دچار واکنش‌های آنی شده و بخش خصوصی، نهادهای مالی و بازیگران اقتصادی بازنگری‌های فوری در مدل‌های ریسک انجام دهند.

لایه سوم پیامدها، ابعاد حقوقی و هنجاری این اقدامات است. در حقوق بین‌الملل، زیرساخت‌های حیاتی مرتبط با بقا و رفاه جمعیت‌های غیرنظامی، به‌عنوان اهدافی با حساسیت ویژه طبقه‌بندی می‌شوند. تهدید یا اقدام علیه چنین اهدافی ـ بسته به شرایط ـ می‌تواند نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بین‌المللی تلقی شود. بنابراین هرگونه تنش پیرامون این سازه‌ها، به سرعت جنبه بین‌المللی یافته و واکنش سازمان‌های چندجانبه، نهادهای نظارتی و افکار عمومی جهانی را برمی‌انگیزد
البته یاوه گویی های ترامپ کودن و مترسک صهیونیست ها مبنی بر زدن زیر ساخت های کشور ایران پس مهلت ۴۸ ساعته نشان از بی خردی و نشات از عدم تعقل است

در کنار این مؤلفه‌ها، پیچیدگی جغرافیایی و تنوع ساختاری شبکه انرژی کشورها نیز بر میزان آسیب‌پذیری تأثیر می‌گذارد. کشور ابران با منابع پراکنده، خطوط انتقال متعدد و معماری نامتمرکز انرژی، از مقاوم‌سازی طبیعی بیشتری برخوردار است و توان تحمل اختلالات را افزایش می‌دهد. برعکس رژیم اشغال گر صهیونیستی و کشورهای جنوبی خلیج فارس به علت تمرکز منابع انرژی و زیر ساخت سریع‌ پس از اختلال دچار بحران می‌شوند؛ این ویژگی، محاسبات راهبردی بازیگران متقابل را تغییر می‌دهد و فضای تصمیم‌گیری را از سطح نظامی کلاسیک به سطح «مدیریت شبکه» و «تاب‌آوری زیربنایی» ارتقا می‌دهد. این کشورها پس از دریافت پیام مبنی بر تقابل زیرساختی از سوی ایران مقتدر، حتما با رایزنی با کسی خواهند پرداخت که خود این سناریو را نوشته تا کشورهای جنوبی خلیج فارس را بدوشد.

در نهایت، باید توجه داشت که واکنش‌های بین‌المللی به تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی صرفاً بر پایه ملاحظات امنیتی شکل نمی‌گیرند. نگرانی‌های بازیگران مختلف درباره بحران‌های اقتصادی، پیامدهای زیست‌محیطی، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و حتی بی‌ثباتی اجتماعی ناشی از قطع انرژی، همگی در شکل‌گیری اجماع یا مخالفت نسبت به چنین اقدامات دخیل‌اند. از این منظر، زیرساخت‌های انرژی نه تنها یک مؤلفه فنی، بلکه یک «دارایی مشترک ژئوپلیتیکی» تلقی می‌شوند که تهدید علیه آن، واکنش‌های فراتر از جغرافیای محل وقوع را برمی‌انگیزد
با جمیع این شرایط حمله به زیر ساخت های کشور ایران با پاسخ قاطع و بازدارنده غیر ممکن تلقی می‌شود و بنظر این سناریو جهت دوشیدن مجدد کشورهای عربی است که توسط ترامپ قمار باز طراحی شده است.
پایان پیام/