آیا روحانی و ظریف مهم نیستند و نباید به سخنان آنان ضریب داد؟
بعد از اظهارات سازشکارانه و تفرقه افکنانه روحانی و ظریف در میانه جنگ، برخی دوستان خوش نیت انقلابی، با این استدلال که اینان دیگر مسئولیتی در نظام ندارند، معتقدند نباید به سخنان آنها اهمیت و ضریب داد، در حالی که اتفاقاً روحانی و ظریف در این کشور «مسئولیت» دارند و مسئولیت بزرگی هم بردوش دارند؛ منتها از جانب آمریکایی ها و صهیونیست ها. نقش و مسئولیت این دو، دقیقا «فراهم کردن زمینه های سیاسی و اجتماعی برای دلسرد کردن مردم از ادامه مبارزه و مقاومت و کم کردن تاب آوری مردم و سپس پذیرش آتش بس و خروج آبرومندانه دشمن در حال شکست از باتلاق جنگ» است. دقیقا نقشی که «اشعث کندی» و «ابوموسی اشعری» برای نجات معاویه از شکست در جنگ صفین ایفا کردند و متأسفانه موفق هم شدند.
اتفاقاً اگر در آیات قرآن تأمل کنیم درخواهیم یافت که اکثر آیات قرآن که در حال شناساندن جریان نفاق به مردم است، آیات مربوط به «جنگ و جهاد» است. یعنی اساساً مهمترین و اصلی ترین زمان برای شناخت دقیق منافقان، زمان جنگ است. چرا عده ای با بی اهمیت جلوه دادن اظهارات این دو نفر و برخی دیگر شبیه آنها، این فرصت تاریخی برای شناخت منافقان را از ملت ایران می گیرند؟
خطر «منافقان داخلی» از خطر «دشمن خارجی» اگر بیشتر نباشد، قطعاً کمتر نیست. زیرا این منافقان داخلی هستند که اولا زمینه تجاوز دشمن خارجی را فراهم می کنند و ثانیاً (در صورت تجاوز دشمن و نمایان شدن نشانه های شکست)، زمینه خروج آبرومندانه آنان از جنگ را فراهم می کنند.
به همین دلیل قرآن کریم با تأکید خاصی، اساساً این منافقان را «دشمن واقعی» می داند:
«هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ یُؤْفَکُون؛ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺍﻧﺪ. ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﭙﺮﻫﻴﺰ. ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻜﺸﺪ. ﭼﮕﻮﻧﻪ [ﺑﺎ وجود ﺩﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﺭﻭﺷﻦ، ﺍﺯ ﺣﻖ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻞ] ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ؟» (منافقون:۳)
اهالی تفسیر و ادبیات عرب می دانند که مقدم شدن «هُمْ» بر «عَدُوّ»، افاده «حصر» می کند؛ یعنی اصلاً «دشمن واقعی و اصلی» این «منافقان» هستند و اگر اینان نباشند که در صفوف ملت تفرقه بیندازند و ملت را از ادامه مبارزه و مقاومت منصرف نمایند، از دشمن خارجی کار زیادی بر نمی آید. از این رو باید دانست، غفلت از دشمن داخلی به اندازه غفلت از دشمن خارجی خطرناک است، بلکه خطر بیشتری دارد.
این منافقان مصداق این توصیف امیرالمؤمنین (ع) هستند که:
«وَ أُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ … یَقُولُونَ فَیُشَبِّهُونَ وَ یَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ قَدْ هَوَّنُوا اَلطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا اَلْمَضِیقَ فَهُمْ لُمَهُ اَلشَّیْطَانِ وَ حُمَهُ اَلنِّیرَانِ “أُولٰئِکَ حِزْبُ اَلشَّیْطٰانِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اَلشَّیْطٰانِ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ”(مجادله/۱۹)؛ و شما را از اهالی نفاق برحذر میدارم…. (آنان) سخن مىگویند تا مردم را به اشتباه اندازند، و توصیف مىکنند تا باطل را با آن بیارایند و مردم را بفریبند. راه ورود به خواسته های باطل خود را هموار و آسان، و راه حق را کج و پیچیده جلوه مىدهند. اینان یاوران شیطان، و زبانههاى آتشند، «آنان دار و دستۀ شیطانند، و بدانید دار و دستۀ شیطان زیانکارند.» (نهج البلاغه؛ خطبه ١٩۴)
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
پایان پیام/




















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰