یادداشت ویژه؛

در تبیین عبرت‌های زمانه و نهیب بر غافلان صاحب‌منصب

صالح نگار- ای بیداردلان عرصه‌ تبیین و ای کارگزاران مسند تمکین! بدانید که «مَا أكثَرَ الْعِبَرَ وَ أقَلَّ الْإِعْتِبًارَ. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌گرفتن‌ها چه اندک». روزگار غدّار و جنگ پدیدار، پرده از حقایقی برافکند که پیش از این، آن پیر فرزانه‌ و آموزگار حکیم ما، در گوش هوش جهانیان نجوا کرده بود.

بِسْم‌ِ اللهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ

ای بیداردلان عرصه‌ تبیین و ای کارگزاران مسند تمکین! بدانید که «مَا أکثَرَ الْعِبَرَ وَ أقَلَّ الْإِعْتِبًارَ. عبرت‌ها چه بسیارند و عبرت‌گرفتن‌ها چه اندک». روزگار غدّار و جنگ پدیدار، پرده از حقایقی برافکند که پیش از این، آن پیر فرزانه‌ و آموزگار حکیم ما، در گوش هوش جهانیان نجوا کرده بود.

در ساحت رزم و استراتژی:

این کارزار خونین، مُهر ابطال بر پندارهای پوسیده زد و مبرهن ساخت که نبرد امروز، نبرد تکنولوژی هوشمند و سیادت هوایی است، نه جولان سلاح‌های زنگارگرفته‌ قدیمی. عیان گشت که «دنیای فردا، دنیای موشک‌هاست» و آنان که دل به «سراب گفتمانِ محض» بسته بودند، امروز در طوفان حوادث، بی‌سپر مانده‌اند.

اقتدار ملّی، نه در حنجره‌های دیپلماتیک، که در صواعق آتشین صواریخی است که قلب استکبار را نشانه رفته است.

در ساحت اقتصاد و امنیت اجتماعی:

حیف و میلِ بیت‌المال و رواج «مکتب گرانی»، نه تنها سفره‌ها را تهی، که سنگرهای اعتقادی را متزلزل ساخته است.

آنجا که فقر تحمیلی، قامت مردمان را خم کند، نفوذ بیگانه سهل و «وطن‌فروشی» به بهایی ناچیز، سکّه‌ رایج می‌گردد.

توقف نرخ‌های لجام‌گسیخته، نه یک انتخاب معیشتی، که یک «ضرورت امنیتی» است تا ایمان توده‌ها، وجه‌ المصالحه‌ دلارهای مسموم دشمن نشود.

در ساحت ولایت‌پذیری و نقد نفوذ:

آه از آن روزی که آن رهبر الهی و دیده‌بان بصیر، با غیرت حیدری فرمود: «اگر برجام را پاره کنند، ما آن را آتش می‌زنیم»، امّا فلان مسئول غافل، با زبان استهزا و بیان استنکاف، از «منقل» سخن راند!
این کلام، نه نشانی از «انسجام ملّی» داشت و نه شمیمی از «تعبّد ولایی»؛ بلکه چراغ سبزی بود به دشمن خون‌خوار که در صفوف حاکمیت، رخنه و دوگانگی دیده بود.

ملامت نهادهای نظارتی و سکوت مرگبار:

کجا بودند مجلسیان مصلحت‌بین و قضاتی که باید حدّ شرعی و قانونی «تمرّد از فرمان ولی» را جاری می‌ساختند؟

این سکوت نابجا و آن قصور بی‌انتها، هزینه‌ای سهمگین بر گرده‌ ملّت نهاد که تلخ‌ترین ثمره‌اش، فقدان آن امام حکیم و هزاران عزیزِ سفرکرده است.

طبق میثاقِ ملّی (قانون اساسی)، کسی که طنین کلامش با نای ولایت هم‌صدا نیست، نباید بر کرسی‌های ارشد نظام تکیه زند!

فرجام سخن:

امروز که در سوگ آن آموزگار یگانه نشسته‌ایم، باید دانست که «از ماست که بر ماست». اگر تیغ نظارت قاطع بود و گوش اطاعت شنوا، هرگز آشنا، راه را بر بیگانه نمی‌گشود!

هنوز خیلی دیر نشده است و باید عده‌ای هرچه سریع‌تر در محکمه عدل نظام مقدّس محاکمه شوند و جواب پس دهند!

بمانید بر عهد مقاومت، که بقای این مرز و بوم، در گرو «وحدت کلمه» بر محور «ولایت» و زدودن زنگار نفوذ از آینه‌ ارکان نظام است.

وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ وَ الْخِزْیُ لِلْمُنَافِقِینَ