تلنگر؛

دوباره سه سوت درباره «زن، زندگی، آزادی»!

صالح نگار- لوکوربوزیه (معمار مشهور فرانسوی و پدر معماری مدرن)، حدود ۹۰ سال قبل، با طرح شعار «خانه، ماشینی برای زندگی»، سبک زندگی جدیدی را تئوریزه کرد که در آن، فضاهای شهر به چند بخش اصلی تقسیم شدند: سکونت، کار و تفریح. در نتیجه، خانه که تا قبل از آن، هم فضای کار و تولید بود و هم فضای تفریح و هم فضای سکونت و استراحت، به سرپناهی صرفاً برای خواب و استراحت تقلیل یافت. و.....

سوت اول و شعار خانه، ماشینی برای زندگی:

لوکوربوزیه (معمار مشهور فرانسوی و پدر معماری مدرن)، حدود ۹۰ سال قبل، با طرح شعار «خانه، ماشینی برای زندگی»، سبک زندگی جدیدی را تئوریزه کرد که در آن، فضاهای شهر به چند بخش اصلی تقسیم شدند: سکونت، کار و تفریح. در نتیجه، خانه که تا قبل از آن، هم فضای کار و تولید بود و هم فضای تفریح و هم فضای سکونت و استراحت، به سرپناهی صرفاً برای خواب و استراحت تقلیل یافت.

 

لذا همان طور که ماشین شبها در گوشه پارکینگ، پارک می‌شود تا فردا مجدد روشن شود و مورد استفاده قرار گیرد، کارکرد خانه نیز به پارکینگ شبانه انسانهایی بدل شد که بعد از فعالیت روزانه، صرفاً شب را در این سرپناه، پارک میکنند تا برای فعالیت فردایشان دوباره آماده شوند.
تا به حال ماشینی دیده اید که مثلا برای مهمانداری و تعاملات اجتماعی فضا داشته باشد؟! لذا چون خانه ماشین زندگی شد، به تدریج همه چیزش ازش گرفته شد؛ تربیت و تفریح کودکان به مهد کودکها واگذار شد، مهمانداری به تالارها و کافه ها، تفریح به پارکها و شهربازیها و طبخ غذا نیز به بیرون برها و رستوران‌ها سپرده شد و به این ترتیب، از خانه، فقط سلولی ماند برای خواب شبانه. دقیقاً شبیه به همین سلولها و قفسهای پنجاه شصت متری که در کلانشهرها میسازیم و اسمش را خانه گذاشته ایم!

🔹سوت دوم و شعار زن، زندگی، آزادی:
وقتی همه چیز خانه را از آن گرفتیم، آنگاه چه بلایی بر سر زن خانه آوردیم؟ خانه تبدیل شد به سلولی برای حبس او؛ سلولی که دیگر نه فضایی داشت برای تربیت و تفریح کودکانش و نه فضایی برای تولید خانگی و نه فضایی مناسب و وسیع برای مهمانداری. پس برای آزادی از چنین قفسی، لازم شد که زن، خانه را رها کند و آزادی را در محیط بیرون خانه و فضای شهری جستجو کند و چنین شد که فضای شهری تبدیل شد به فضایی برای تبرّجات زنانه! لذا مفهوم «خانه‌داری» که تا قبل از آن و در فرهنگ سنتی، مفهومی مثبت تلقّی می‌شد به مفهوم منفیِ «خانه‌نشینی» تقلیل یافت و به زن چنین القا شد که حتی اگر شده، با حقوقی نصف حقوق مردان در محیط بیرون خانه کار کند ولی انگ خانه‌داری را تحمل نکند! پس خانه که تا قبل از مدرنیسم، برای زن هم فضای زندگی بود و هم فضای آزادی، به سلولی تبدیل شد برای حبس او و فرزندانش!
نتیجه‌ی این سبک زندگی این شد که کودکان بایستی طعم محبت را در مهد کودکها جستجو نمایند و پیران بایستی طعم حمایت را در خانه های سالمندان گدایی نمایند و همسران نیز بایستی طعم عشق و محبت همسرانه را در فضای مجازی و یا هر فضای دیگری به جز کانون خانه بجویند! چه نتیجه شومی! تخریب بنیان خانه و خانواده به قیمت چرخاندن هرچه ارزانتر چرخهای نظام لیبرال سرمایه‌داری!

سوت سوم و معجزه بعثت:
آیا چنین خانه‌ای می‌تواند بستر تحکیم خانواده و تعالی معنوی و حقیقی انسان باشد؟ قاعدتا خیر! چنین خانه‌ای، “اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِین” نیست (حجر/۴۶) بلکه سلولی است جهنم گونه: “قِیلَ ادخُلوُا أبوابَ جَهنّم” (زمر/۷۲). اما این شبها با مشاهده میدان‌داری حیرت‌انگیز بانوان در کف خیابانها و پیشی‌گرفتن آنها از آقایان، به این می‌اندیشم که آنچه این شبها از این شیرزنان می‌بینیم چیزی نیست بجز یک معجزه آشکار! معجزه‌ای که پیش و بیش از هرچیز، محصول قدرت‌نمایی خدای متعال در مبعوث کردن همین زنانی است که قاعدتا نباید در چنین خانه‌هایی که هیچ نسبتی با تربیت و تعالی انسان ندارند، به مقام بعثت نائل شوند!
اما همان خدایی که که همسر فرعون را برخلاف همه محاسبات مادی، در دل کاخ فرعون، برعلیه او شوراند تا برای همه ما مثال شود: “ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن” (تحریم/۱۱)، همان خدا، شیرزنان این سرزمین مقدس را که محبوس و محصور در سبک زندگی و معماری و شهرسازیِ متاثر از تمدن غرب شده بودند، مبعوث کرد و آنها را برعلیه تمدن غرب شوراند تا یکبار دیگر با آزاد کردن زنان ما از قید و بندهای زندگی مادی غرب، معنای حقیقی آزادی و آزادگی را توسط همین زنانِ مبعوث شده برایمان ترسیم کند؛ تا بلکه با این بعثت، هم نسخه اصیل «زن زندگی آزادی» را جایگزین نسخه جعلی‌اش کند و هم به همه ما بباورانَد که او برای عیان کردن معجزه‌هایش، محتاج هیچ علل و سبب ظاهری نیست و اراده‌اش فوق همه اراده‌ها است: یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِم (فتح/۱۰).

منبع: بلد طیب/کانال رسمی دکتر منانِ رئیسی
https://eitaa.com/baladetayyeb