پارادایم جدید تقابلها؛ از فروپاشی ائتلافهای سنتی تا همگرایی استراتژیک رقبای واشنگتن
در حالی که معادلات قدرت در جهان از تکقطبی به سوی چندقطبیگرایی پرشتاب حرکت میکند، تقابل اخیر میان ایالات متحده و ایران، فراتر از یک درگیری نظامی، پرده از یک تغییر ساختاری در نظم جهانی برداشته است؛ جایی که «انسجامِ رقبای نوظهور» در برابر «فرسایشِ ائتلافهای سنتی آمریکا»، توازن نوین قدرت را رقم میزند.
تحلیل دقیق از روند تحولات ژئوپلیتیک نشان میدهد که جهان در آستانه یک چرخش تاریخی قرار دارد. یکی از مهمترین یافتههای این دوره، مشاهده تضاد بنیادین میان «هماهنگی عملیاتی رقبای استراتژیک آمریکا» و «عدم انسجام ساختاری ائتلافهای پیرامونی واشینگتن» است. برخلاف دوران جنگ سرد، رقبای فعلی ایالات متحده به سوی یک همگرایی هدفمند و هماهنگی بیسابقه در جهت مهار هژمونی آمریکا گام برمیدارند؛ در حالی که ائتلافهای اطلسی، با وجود تظاهر به اتحاد، با شکافهای عمیق منافع ملی روبهرو هستند.
در این میان، پدیده «تنفر عملی» در رفتار کشورهای اروپایی نسبت به سیاستهای تهاجمی ایالات متحده آمریکا (ترامپ آپستینی) و رژیم منحوس صهیونیستی(نتانیاهو کودک کش) در قبال جمهوری اسلامی ایران، خود را به شکلی ملموس نشان داده است.
همراهی اروپا با واشینگتن در این کارزار، دیگر یک همسویی ایدئولوژیک نیست، بلکه واکنشی اجباری است که با تضادهای عمیق اقتصادی و امنیتی این قاره در تقابل است.
این «همراهیِ ناخواسته»، نشاندهنده آن است که پیوند میان اروپا و آمریکا، بیش از آنکه بر پایه ارزشهای مشترک باشد، بر پایه ضرورتهای بقا استوار گشته که خود، ریشههای بیثباتی ائتلافهای غربی را آشکار میسازد.
از سوی دیگر، اگر بخواهیم با نگاهی صریح و به دور از ملاحظات دیپلماتیک، ماهیت توقفهای اخیر را تحلیل کنیم، باید پذیرفت که پذیرش آتشبس از سوی ایالات متحده، نه از سرِ میل به صلح، بلکه از سرِ «استیصال استراتژیک» و ضرورت «بازسازی توان عملیاتی» است.
این آتشبس، یک گسست دائمی در روند جنگ نیست، بلکه یک «وقفه تاکتیکی» برای ریکاوری نیروها، بازسازی زنجیره تأمین و جذب گسترده نیروهای احتیاط است چرا که هم پیمانان آمریکا به هر دلیل با این کشور همراهی همه جانبه را نداشتند که علت عدم همراهی هر کشور دلیل خاص خود را داشت ولی در کل میتوان به قدرت بازدارندگی ایران اشاره داشت.
باید با هوشیاری کامل انتظار داشت که واشینگتن از این فرصتِ گذرا برای بازآفرینی ساختارهای نظامی خود استفاده کند. این فرآیند شامل رایزنیهای پیچیده با متحدان اروپایی و همفکران برای «بازیافت ناتو» و شکلگیری یک «ناتوی جدید» است که با اهداف نوین هژمونیک همسو باشد. در واقع، این اقدامات در پی آن است که ایالات متحده پس از تجدید قوا، خود را برای دور جدیدی از تجاوزات و فشارهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران آماده سازد. بنابراین، این آرامشِ موقت، تنها فرصتی است برای «آمادهسازی مجدد میدان» پیش از بازگشت به چرخه درگیریهای گستردهتر.
در نتیجه تحولات اخیر بیانگر ورود جهان به دورهای است که ویژگیهای آن عبارتاند از:
۲_ کاهش قابلیت اتکای ائتلافهای سنتی
۲_ افزایش همگرایی بازیگران غیرهمسو با قدرتهای مسلط
۳_ ضرورت افزایش ظرفیت بازدارندگی و تابآوری ملی برای همه بازیگران
۴_ اهمیت فزاینده وقفههای تاکتیکی در مدیریت بحرانها
۵_ حرکت به سمت معماری امنیتی چندقطبی و شبکهای
این تغییرات نشان میدهد که نظم بینالملل در حال بازتعریف است و بازیگرانی که بتوانند ساختار، تحلیل و راهبردهای خود را با این محیط جدید تطبیق دهند، در موقعیت مناسبتری برای مدیریت چالشها و بهرهگیری از فرصتها قرار خواهند گرفت.
✍️پیمان لطیفی
مدرس دانشگاه و فعال سیاسی اجتماعی





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰