بمناسبت اولین سالگرد جنگ تحمیلی دوم؛

از طوفان تا ایستادگی؛ روایت ۱۲ روز

جنگ ۱۲ روزه، دوره‌ای از تنش‌های فشرده و بی‌سابقه بود که در طول آن، منطقه شاهد تغییرات بنیادین در ساختارهای بازدارندگی و معادلات قدرت شد. این نبرد، که فراتر از یک درگیری متعارف ارزیابی می‌شود، نقطه عطفی بود که لایه‌های پنهان و آشکار توانمندی‌های طرفین را به نمایش گذاشت.

تشدید بحران و تغییر موازنه

از همان ساعات ابتدایی شروع این دوره ۱۲ روزه، سطح درگیری‌ها به سرعت از سطوح خرد به رویارویی استراتژیک تغییر کرد. برخلاف انتظار برخی ناظران که این تنش را محدود به نقاط مرزی یا عملیات‌های محدود می‌دانستند، ابعاد این نبرد به عمقِ حوزه‌های راهبردی کشیده شد. در این ۱۲ روز، «غافلگیری» به اصلی‌ترین مولفه‌ی میدانی تبدیل شد که محاسبات طرف مقابل را به طور کامل مختل کرد.
ابعاد فنی و استراتژیک
تحلیل‌گران نظامی معتقدند استفاده از تکنیک‌های ترکیبی در این ۱۲ روز، به یک مدل آموزشی تبدیل شده است. تمرکز بر شلیک‌های دقیق و متمرکز، مدیریت صحنه نبرد در شرایط قطع ارتباطات و به‌کارگیری شبکه‌ای از توانمندی‌های بومی، سه رکن اصلی بود که در این بازه زمانی به نمایش درآمد. یکی از دستاوردهای این ۱۲ روز، نشان دادنِ این واقعیت بود که سامانه‌های پدافندی، هرچقدر هم پیچیده باشند، در برابر حجمِ آتشِ اشباع‌کننده آسیب‌پذیرند.
دیپلماسی در سایه‌ی توپخانه‌ها
هم‌زمان با فعالیت‌های میدانی، جنگ ۱۲ روزه صحنه‌ی دیپلماسی فشرده‌ای نیز بود. تماس‌های مداوم میان بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نشان داد که این جنگ تا چه حد در کانون توجه قرار داشته است. در حالی که فشارهای دیپلماتیک برای توقف درگیری‌ها از همان روزهای نخست آغاز شده بود، اما طرفین درگیر تلاش داشتند تا با دستی پر، در مذاکرات نهایی حاضر شوند تا امتیازات بیشتری کسب کنند.
میراثِ ۱۲ روز
کارشناسان سیاسی بر این باورند که «جنگ ۱۲ روزه» میراثی به جا گذاشته که تا مدت‌ها بر سیاست‌گذاری‌های امنیتی منطقه سایه خواهد انداخت:
بازخوانی بازدارندگی: این نبرد ثابت کرد که بازدارندگیِ سنتی در برابر گروه‌های مقاومت دیگر کارکرد سابق را ندارد.
۲. جنگِ روایت‌ها: موفقیت در میدانِ نبرد، بدون پیروزی در «جنگ روایت‌ها» کامل نمی‌شد؛ اتفاقی که در این ۱۲ روز با هم‌افزایی رسانه‌ای، به خوبی محقق شد.
۳. تغییرِ محاسبات: اکنون هر بازیگری در منطقه برای انجام هرگونه تحرکی، باید هزینه‌ی گزافِ تکرارِ یک «۱۲ روزِ دیگر» را به محاسبات خود اضافه کند.
۱۲ روزِ آتش و خون، اگرچه با پایان درگیری‌های فیزیکی همراه بود، اما اثرات آن در عمقِ استراتژیک منطقه باقی مانده است. آنچه در این ۱۲ روز گذشت، پایان یک دوره و آغاز دوره‌ای دیگر بود که در آن، «اراده» و «توانمندی بومی» حرف اول و آخر را در تعیینِ نظمِ جدیدِ منطقه می‌زند.
نویسنده مسعود دریابار