«««« هیولای زرد »»»»

الا ای هیولایِ بی شاخ و دُم
که در باتلاقی رهت کرده گُمتو گفتی دو روزه چها می کنی
که ایران زِ اهلش رها می کنیچه شد حمله ای را به ایران کنی
چو روبه جسارت به شیران کنیبه جز بندگی ما نکردی نگاه
جنایت نمودی به وقتِ پگاهزِ بَعدِ ترورِ وقیحانه ات
زِ کشتارِ سختِ غریبانه اتزِ راهِ جنون و زِ کبر و ریا
زِ کودک کشی هم نکردی حیاچو ایرانیان را تو نشناختی
به ذلت زِ میدان چنین باختیز شیرانِ ارتش ، سپاهی غیور
به طوفانِ رزمش جهان کرده شورچو موشک شِلیکش بیامد به گوش
به رفتی زِ ترسَش به سوراخِ موشتو گفتی زِ قدر و فرِ جایگاه
نگاهی بیفکن به دَه پایگاهکه ویران به دست دلیرانِ ما
زِ غُرِش به موشک زِ شیرانِ مابدیدی که صهیون چه خواری شده
به ناوَت نگر که فراری شدهکنون با خِفَت گشته ای زوزه گی
به پیشِ حریفان به در یوزگیتو مقهورِ حیله نِتان گشته ای
ذلیل و زبونِ بُتان گشته ایشرورِ زمین و زمان گشته ای
تو منفورِ رویِ جهان گشته ایزِ کاخ و زِ تخت و زِ بخت و وزیر
چو فرعونِ کافر می آیی به زیر۲۶اسفند۱۴۰۴
پایان پیام/





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰