یادداشتی به قلم دکتر مهدی ملاحی دانش آموخته علوم سیاسی دانشگاه میسور هند؛

ترامپ آخرین میخ را بر تابوت هژمونی آمریکا در غرب آسیا کوبید

صالح نگار- هژمونی آمریکا در غرب آسیا همواره بر دو پایه استوار بود. قدرت سخت نظامی (ناوگان پنجم، پایگاه‌های متعدد، فروش بی‌وقفه تسلیحات) و قدرت نرم اجماع‌سازی (تعهد به قواعد بین‌المللی، حفاظت از متحدان، صدور ارزش‌های لیبرال). اما دونالد ترامپ در دو دوره ریاست‌جمهوری خود، هر دو پایه را ویران کرد. اوج این فروپاشی، جنگ تمام‌عیار ۲۰۲۶(جنگ رمضان) علیه ایران و پیامد آن یعنی از دست رفتن کنترل تنگه هرمز بود.

واقعیت تلخ برای ایالات متحده آمریکا این است که، ترامپ آخرین میخ را بر تابوت هژمونی آمریکا در غرب آسیا کوبید.

ترامپ هرگز به هژمونی به معنای کلاسیک آن باور نداشت. برای او، ائتلاف‌سازی و ارائه کالاهای عمومی صرفاً هزینه‌های اضافی بودند که باید حذف می‌شدند. او در عوض، سیاست «آمریکا اول» و «معامله‌گری خشونت‌آمیز» را جایگزین کرد. متحدان اروپایی را تهدید به خروج از ناتو کرد، در سوریه کردها (متحدان دیرینه) را رها نمود، از برجام خارج شد و فشار حداکثری را با باج‌خواهی اقتصادی همراه ساخت. اما این رویکرد در غرب آسیا نتیجه معکوس داد. کشورهای منطقه به جای اطاعت، به فکر استقلال از آمریکا افتادند.
ترامپ با هماهنگی رژیم صهیونیستی، جنگی را علیه ایران آغاز کرد. اهداف اعلامی او، نابودی توان هسته ای،نابودی توان موشکی، حذف مسئولان رده بالا و در نهایت تجزیه و نابودی ایران بود. اما در عمل هیچ کدام از این اهداف به نتیجه نرسید؛ ایران با راهبرد موزاییکی و تمرکززدایی از فرماندهی، نه تنها فرو نپاشید، بلکه ضرباتی کوبنده وارد کرد.

مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران، خارج کردن کامل تنگه هرمز از کنترل آمریکا بود. برای اولین بار در تاریخ معاصر، ناوگان پنجم آمریکا نتوانست امنیت این شاهرگ حیاتی را تأمین کند. کشتیرانی بین‌المللی متوقف شد و آمریکا در کمال شوکی راهبردی، خود را در بن‌بست یافت.
شکست در تنگه هرمز یک پیام صریح برای همه متحدان منطقه داشت. آمریکا دیگر قادر به حفاظت از شما نیست.
عربستان سعودی، امارات و حتی قطر بلافاصله مذاکرات خود را با روسیه و چین برای امضای پیمان‌های امنیتی جدید آغاز کردند. مسکو سامانه‌های دفاع موشکی خود را در خلیج‌فارس مستقر کرد و پکن نیز با معاملات نفتی مبتنی بر یوان، وابستگی به دلار را کاهش داد. هژمونی یعنی داشتن پیرو؛ و آمریکا در غرب آسیا دیگر پیروی ندارد.
فراتر از شکست نظامی، ترامپ سرمایه اخلاقی آمریکا را نیز نابود کرد. بمباران مدرسه‌ شجره طیبه در میناب، حمله به مناطق غیر نظامی خصوصا مراکز امدادی، درمانی و بناهای تاریخی و دینی، تهدید به مجازات جمعی و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، چهره آمریکا را به عنوان یک زورگوی بی‌قاعده تثبیت کرد. ارزش‌های لیبرال دموکراسی که روزی برگ برنده آمریکا بود، اکنون در منطقه به سخره گرفته می‌شود.
ترامپ فکر می‌کرد با زور و باج‌خواهی می‌تواند هزینه هژمونی را کاهش دهد. اما او غافل از این حقیقت بود که هژمونی بیش از آنکه به بمب و ناو وابسته باشد، به اعتماد و قاعده‌مندی وابسته است. او با خروج از سوریه، تهدید ناتو، و در نهایت با جنگ فاجعه‌بار ۲۰۲۶ و از دست دادن تنگه هرمز، آخرین برگ‌های برنده آمریکا را از دستش بیرون کشید.
غرب آسیا امروز وارد عصر پسا هژمونی و نظم چندقطبی شده است. جایی که آمریکا تنها یکی از چند بازیگر معمولی است، نه پلیس جهان.

پایان پیام/