معماریِ «روایت اول» در جنگ ارادهها؛ بازخوانی فریضه «جهاد تبیین» در مکتب امام شهید خامنهای
دیروز بعداز پیروزی ایران بزرگ بر دشمن زبون و برقراری آتش بس در لبنان، ظرف مدت کوتاهی نسبت به بازگشایی تنگه هرمز چندین توئیت از ترامپ کذاب برای فرار از شکست بزرگش، شروع و ۷ دروغ ساخته شد! و سکوت ابتدایی مسئولان و توییت نامناسب وزیر امور خارجه کشورمان باعث ناراحتی در میان عموم مردمی شد، بنحوی که برخی این سکوت و آن توییت نامناسب را گمانه زنی بر راستی سخنان کذاب آمریکایی عنوان نمودند و اینجا بود که جای خالی تبیین به هنگام مسئولان ارشد و سیاسی نظام احساس شد، چیزی که در ایام ۴۰ روز جنگ تحمیلی بخوبی توسط مسئولان نظامی صورت می پذیرفت.
در شرایطی که امپراتوری رسانهای استکبار با تمام قوا برای تحریف واقعیات و ناامیدسازی ملت ایران به میدان آمده است، «جهاد تبیین» به عنوان یک «فریضه قطعی و فوری» مطرح میشود و در منظومه فکری رهبر شهید امت اسلامی، نبرد امروز، نبرد ارادهها و جنگ شناختی است. فریضه تبیین، تنها راهکار راهبردی برای صیانت از دستاوردها و مبانی گفتمان انقلاب اسلامی و درهمشکستن حصار تبلیغاتی دشمن است. همانگونه که امام شهید بارها تأکید فرموده بودند، اگر حقایق را ما روایت نکنیم، دشمن آن را با دروغ و تحریف روایت خواهد کرد.
هرچند مسئولان کشور تا شب برای تبیین اصل مساله به خط شدند و همچنین لحظاتی پیش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بیانیه تبیینی صادر نمودند ولی باید روایت اول و صحیح را ما دست می گرفتیم تا مردم حاضر در خیابان ها را، هرچند برای لحظاتی دچار ابهام نمی کردیم که در ادامه به اهمیت این مساله خواهیم پرداخت.
«جهاد تبیین»؛ استراتژی محوری در مقابله با جریان تحریف
گفتمان انقلاب اسلامی همواره بر پایه آگاهیبخشی و بیداری امت استوار بوده است. در این گفتمان، پنهانکاری یا انفعال رسانهای جایگاهی ندارد. امام شهید خامنهای با طرح کلانواژه «جهاد تبیین»، خط بطلانی بر انفعال در عرصه رسانه کشیدند. هدف اصلی دشمن در جنگ نرم، قطع «زنجیره تواصی به حق و صبر» و القای یأس است. از این رو، ورود شجاعانه، مستدل و مبتنی بر اخلاق اسلامی در عرصه روشنگری، مصداق بارز مجاهدت فیسبیلالله در عصر حاضر است.
اهمیت راهبردی «روایت اول» و آسیبشناسی تأخیرها
یکی از هشدارهای مکرر رهبر شهید انقلاب، پرهیز از واگذاری میدان روایت به دشمن است. هنگامی که نهادهای مسئول و عمارصفتانِ جبهه انقلاب در ارائه توضیحات شفاف و بهموقع تعلل میکنند، خلأ اطلاعاتی جامعه توسط دستگاههای عملیات روانی دشمن پر میشود.
تجربه نشان داده است که هرگاه همچون دوران ۴۰ روز جنگ تحمیلی، با تکیه بر صدق و اخلاص، روایتی قاطع و یکپارچه به جامعه ارائه شد، تیرهای زهرآگین شایعات دشمن به سنگ خورد. اما تشتت آرا، چندصداییِ بیضابطه در مواضع رسمی و تأخیر در روایتگری، به اعتماد عمومی که بزرگترین سرمایه انقلاب است، لطمه وارد میکند.
لزوم معماری یکپارچه رسانهای؛ پرهیز از تشتت در جبهه خودی
مدیریت افکار عمومی در تراز انقلاب اسلامی، نیازمند یک صدای واحد، قاطع و بصیرتافزاست. همانطور که در ساختارهای دفاعی، فرماندهی واحد رمز پیروزی است، در جبهه جنگ نرم نیز در مسائل کلان و امنیت ملی، نباید تریبونهای مختلف روایتهای متناقض ارائه دهند. حضور یک مرجعیت رسانهای و تبیینیِ منسجم (در سطح نهادهای عالی امنیت ملی و سیاسی) به عنوان «فصلالخطاب»، میتواند ساختار اطلاعرسانی را نظاممند کرده و مانع از آن شود که ضعف عملکرد برخی افراد، بهانهای به دست بدخواهان نظام بدهد.
نتیجهگیری
مردم بصیر و انقلابی ایران، همواره در صف اول دفاع از حریم ولایت و ارزشهای اسلامی بودهاند و شایسته دریافت زلالترین حقایقاند. «جهاد تبیین» رسالتی است که بر دوش تمام نخبگان، مسئولان و دلسوزان نظام سنگینی میکند. تا زمانی که ساختارهای سیاسی و رسانهای ما، هنرِ گفتگوی صریح، بهموقع و حکیمانه با مردم را مبتنی بر رهنمودهای امام شهید خامنهای نهادینه نکنند، عبور از پیچ تاریخی و مقابله با دروغپردازیهای جبهه استکبار با چالش مواجه خواهد بود. پیروزی در این میدان، در گرو عمل به این بیان نورانی است که روشنگری و تبیین، پادزهر قطعی توطئههای دشمنان است.
پایان پیام/





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰