شعر مقاومت؛

اشعار پایداری

صالح نگار- بخش اول اشعار پایداری، ویژه جنگ رمضان در سطح ملی و استان کرمانشاه را باهم می خوانیم:

۱

گردان ستارگان

گردان ستارگان به دور ماهیم
توفیق نبرد از خدا می‌خواهیم
در خط مقدم خیابان وطن
در حال جهاد فی سبیل اللّهیم

شاعر: سید مهدی حسینی رکن آبادی

 

۲

کو گنبد خاص آهنینَت؟!
موشک زده آتش به زمینَت

بنگر به رگ گردنَت این بار
مرگ است که نشسته در کمینَت

۳

خالی نکنیم میدان مرد و زن این میهن
《ما》 گشته وطن بنگر از وَحدتِ تو با من
زین بیعتِ با رهبر در قلب خیابانها
سرگشته و نالانَ است کودک کشِ اَهریمَن

۴

سوگند بر آن مشت گره کرده رهبر
بر دختر مینابی و بر کوله و دفتر
ما منتقم خون امام و شهدا ایم
با نغمه کوبنده یا ساقی کوثر

۵

گفتید که لرزیده هراسان و غمین است
در روسیه،یا مخفی و در زیر زمین است
رسوا شده گان، دید جهانی که علی جان
در دفتر خود سمت شهادت به کمین است
شد پاسخش همواره به ذلت فقط هیهات
بیزاریِ از ذِلتِ تسلیم رَهِ دین است
با مشت گره کرده که رفت سرو مقاوم
یعنی رَوشِ عزت و آزادگی این است
ماه رمضان نام علی خیبر و تاریخ
از ال علی قلب یهودی همه کین است
دیدی رمضان ماه محرم شده برخیز
هنگامِ علمداری و افتادن و زین است

کیومرث سلطان آبادی

 

 

۶

هرچند که نوبهارِ ما، غرقِ غم است
در دستِ علمدارِ دگر، این عَلَم است
سوگند به خونِ پاکِ رهبر، که هنوز
ایرانِ قوی، منتقم و ثابت قدم است

۷

رخصت بدهید یا نه درمیدانیم
کوبنده تر از همیشه ما میمانیم
به کوری چشم خائنان اسلام
لبیک به انقلاب خود میخوانیم

محنا امیری

 

 

۸

فعلاً به حالِ مَردمش اِغماض می کنیم!
مانده هنوز! جنگ هم آغاز می کنیم

داریم با غلاف فقط ضربه می زنیم
این دست گرمی است! براَنداز می کنیم!

جُز تَلّی از جنازه نمی ماند از حریف
روزی که تیغ را زِ کمر باز می کنیم

آهن قُراضه هاش به دادَش نمی رسند!
حتّی بدون اسلحه اعجاز می کنیم

بسته خدا به ما درِ ترس و شکست را
با سر به سمتِ معرکه پرواز می کنیم

قاجار نیستیم که از خاک بگذریم!
ایران تو را دوباره سرافراز می کنیم

حسین خزائی

 

 

۹

وقت رجزخواندن شده،آرایه لازم نیست
آتشفشان آمد،حضورسایه لازم نیست

آمدشهاب دیگری ازقلب ایران که
شب به رابه آتش می کشاندمردمیدان که..؛

مابچه های آسمانیم وخداباماست
سربندهای کهکشانیم و خداباماست

یعنی درخیبرهمیشه کنده می ماند
ماداستان راستانیم و خداباماست

دارد(قیام)دیگری گردان (خرمشهر)
دنیا!ببین مامی توانیم و خداباماست

ای بمب ها! گلدسته ها ازپا نمی افتند
پادررکابان اذانیم وخداباماست

دیدی..!صدای آسمان ازپشت خط آمد..
سجیل های <<مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ>>آمد

ازدور رودی می رسد‌،تورات هم گفته
منجی به زودی می رسدتورات هم گفته..

شاعر :پوریا منصوری

 

 

۱۰

هیولای زرد

الا ای هیولایِ بی شاخ و دُم
که در باتلاقی رهت کرده گُم

تو گفتی دو روزه چها می کنی
که ایران زِ اهلش رها می کنی

چه شد حمله ای را به ایران کنی
چو روبه جسارت به شیران کنی

به جز بندگی ما نکردی نگاه
جنایت نمودی به وقتِ پگاه

زِ بَعدِ ترورِ وقیحانه ات
زِ کشتارِ سختِ غریبانه ات

زِ راهِ جنون و زِ کبر و ریا
زِ کودک‌ کشی هم نکردی حیا

چو ایرانیان را تو نشناختی
به ذلت زِ میدان چنین باختی

ز شیرانِ ارتش ، سپاهی غیور
به طوفانِ رزمش جهان کرده شور

چو موشک شِلیکش بیامد به گوش
به رفتی زِ ترسَش به سوراخِ موش

تو گفتی زِ قدر و فرِ جایگاه
نگاهی بیفکن به دَه پایگاه

که ویران به دست دلیرانِ ما
زِ غُرِش به موشک زِ شیرانِ ما

بدیدی که صهیون چه خواری شده
به ناوَت نگر که فراری شده

کنون با خِفَت گشته ای زوزه گی
به پیشِ حریفان به در یوزگی

تو مقهورِ حیله نِتان گشته ای
ذلیل و زبونِ بُتان گشته ای

شرورِ زمین و زمان گشته ای
تو منفورِ رویِ جهان گشته ای

زِ کاخ و زِ تخت و زِ بخت و وزیر
چو فرعونِ کافر می آیی به زیر

ولی فولادی: ۲۶اسفند۱۴۰۴

 

 

۱۱

شیطان صفت، دنیایتان رو به تمام است
این وعده ی صادق ترین مردِ به نام است

ما هوش مصنوعی که تو گفتی نبودیم
در مکتب ما سنگرِ خالی حرام است

ما هیچوقت ازهیچ کس ترسی نداریم
اینها فقط زاییده ی یک ذهنِ خام  است

آتش بس و تهدید و آتش بس دوباره
آقای ما هشدار می دادش که دام است

تو سالها تنها رجز خواندی وگفتی
جمهوریِ اسلامی ایران تمام است

حالا حقارت بر سر ورویت نشسته
اینها همه از برکت خون امام است

شاعر: معصومه تیما

 

 

۱۲

به رنگ سرخ در آمد کنون ردای وطن
نشان موشک و زخم ست جای جای وطن

چگونه هم وطن و دوست میتوان خواندش
نسوخت آنکه دلش این زمان برای وطن

بیا که دست بگیریم زیر شانه ی او
من و تو ایم که هستیم آشنای وطن

کسی برابر و هم سان و هم ترازش نیست
چهار گوشه ی دنیاست خون بهای وطن

ورای سر خوشی و شکل دیگر از مستی ست
همین که هست ریه ام پر از هوای وطن

در این سرای کهن دشمنان نمی فهمند
نمی رسند زمانی به منتهای وطن

منی که هیچ جز اینم نبود ، خواهم کرد
غزل نثار شهیدان ، و تن فدای «وطن»

شاعر:یاسر فتحی.

 

 

۱۳

ایران قهرمان

ایران مــن ای سرزمیـــن قهرمانــــان
ای زادگــــاه مـــردمــــان باایمــــــان

ای بیشـــه زارشیـــــران و دلیـــــران
زادگــــاه پـرچمـــــداران دوجهـــــان

ای زادگــاه تـــرک هــای قهــــرمـــان
مردانی همچوستــارخان وباقــرخان

ســرسبــز دامـــن. سرزمیــن گیـــلان
زادگاه مردی چون میرزاکوچک خان

خـاک قهرمــــان پــــرورکردستــــان
مرزداران غیــــورعاشقـــان ایــــران

ای زادگـــــاه حسیـــــن فهمیــــــده
دنیاسربازوجانبازی چون تو ندیــده

گر.بـه هرســـوز خـــاک تو بنگریــــم
بایــدازقهـــرمـــانی هــا دم زنیـــــم

هـــرذره ز خــــاک ایـــن سرزمیــــن
باخــــون دلیــران گشتـــه عجیــــن

خـــاک تــوقهرمــــان پـــروراســــت
ذره ای ازآن جهـان را زینت اســــت

بشنویــد دشمنـــان ایـــران زمیــــن
پیـ.ش چشـــم ماهستیـــدکمتریــــن

امتحــــان کردیــــد بارهـــاو بارهـــا
دیدیداینجانیســت جولانگــــاه شما

هرکه بازور ز مــرزش کـــرد عبــــور
می گیریم جـان اوراطبــق دستـــور

گـردشمـــن براین خـــاک طمع کنـــد
دنیــــاراموشــــک بـــاران می کنــــد

امــــروز بـــاردیگــــــر دنیــــادیـــــد
وز غرش موشک ها به خــود لرزیـــد

مــی زنــــدموشــــک های نقطـــه زن
هــرنقطــــه ای که ما گوئیــــم بـــزن

مـــاطرفــــدار صلحیــــم درجهـــــان
ورنـــه نـــام دنیــــا میشـــد ایــــران

شاعر: استاد مجیدبختیاری مجد

 

ادامه دارد….