به بهانه‌ی مرگ غم انگیز و نابهنگام مهندس شهره امیری به اتفاق همسرش؛

گفت و گویی منتشر نشده با مدیر مسئول فقید پایگاه خبری منشور توسعه

صالح نگار- عصر امروز خبر تکان دهنده ای از طریق فضای مجازی منتشر شد برایم مرگ خانم شهره امیری مدیرمسئول خوش اخلاق و بی حاشیه ی پایگاه منشور توسعه و همسرش براثر مسمومیت گاز گرفتگی بسیار تکان دهنده و غیر قابل باور بود لذا بهانه ای شد مصاحبه ای که با این فعال رسانه‌ای فقید جوان داشتم و هنوز انتشار نداده ام منتشر نمایم.

 

به گزارش خبرنگار صالح نگار؛ آنچه در پی می‌آید حاصل گفت و گوی اختصاصی ما، با مهندس شهره امیری مدیرمسئول پایگاه خبری منشور توسعه آنلاین است:

شهره امیری ، مدیر مسئول ماهنامه سراسری منشور توسعه و پایگاه خبری منشور توسعه آنلاین یک دهه شصتی هستم، از کودکی نویسندگی و صنعت و اقتصاد را دوست داشتم، تعجب نکنید چرا می گویم از کودکی، در خانواده مادرم همیشه رادیو را روشن نگه می داشت و به کارهای منزل و قالی بافی می پرداخت و بر نامه های مختلف رادیو از صبح علی الطلوع تا پاسی از شب در گوشمان نجوا می کرد. و پدرم تکنسین اداره برق بود و با صنایع سرو کار داشت و بعدها در عملیات اتفاقات برق رفت و از اتفاقات مختلف کاری در منزل صحبت می کرد. اوایل کودکی در تهران زندگی می کردیم، بعد اینکه پدرم داوطلبانه به جبهه رفت و برگشت، تصمیم گرفت بجای جبهه به بخش مورد نیاز شغلش برای زمان جنگ و تامین برق کشور از نیروگاه ترشت تهران به پست چشمه سفید کرمانشاه انتقالی بگیرد، پست چشمه سفید برق منطقه غرب کشور از ایلام و همدان و کرمانشاه و کردستان را تامین می کرد و در زمان جنگ بسیار بمباران می شد، به ناچار ما هم از منطقه امن استان البرز به کرمانشاه آمدیم و همان شب اول با آژیر قرمز و بمباران کوچه های اطراف منزل زیر بمباران موشک های صدام و کشته شدن برخی همسایگان وحشتی عمیق در روح و جانمان لانه ساخت، گر چه من هم زخمی شدم و دیدن سر شکسته ام با شیشه های خورد شده خانه ترسم را عمیق تر کرد .
نهایتا یکی از بستگان خود را به خانواده ما رساند و ما را به روستایشان برد و در منزل آنها ساکن شدیم. پدرم به محل کارش پست برق چشمه سفید و انتقال لوازم مهم و استراتژی پست برقی به بیستون و نهایتا شراکت در ساخت پست برق بیستون با همکارانش پرداختند.

فرزند ارشد بودم و شیوه تربیت دختران ارشد خانواده دهه شصتی ها تفاوتی بسیار سخت گیرانه همراه حفظ اصالت خانوادگی و آداب و رسوم خود داشت ، بزرگ شدم دانشگاه رفتم اما نه رشته مورد علاقه ام، به نوعی رشته ای که جبر روزگار برایم رقم زده بود علوم اجتماعی گرایش پژوهشگری در دانشگاه با نشریات دانشجویی همکاری می کردم و بالاخره مدیرمسئول یک نشریه دانشگاهی شدم.
سال ۹۰ پس از دانشگاه، بدنبال شغل گشتم روزنامه خواندم آگهی استخدام یک دفتر سرپرستی روزنامه را دیدم، اما ظرف ده روزهمکاری با این دفتر متوجه شدم شیوه کار رسانه و این دفتر با آرمان های من همسو نیست، به نوشتن پرداختم نوشتن را از کودکی دوست داشتم و نهایتا مطالبم در یکی دو روزنامه محلی چاپ شد، در چند کلاس روزنامه نگاری شرکت کردم و از اینترنت جزوات زیادی برای آموختن خبرنگاری و روزنامه نگاری گرفتم.

آن روزها شغل در کرمانشاه که مناسب خانم باشد کم بود آگهی های استخدامی روزنامه ها هم رشته من را برای استخدام در کرمانشاه و حتی معلمی در آن زمان نمی زدند البته استان‌های دیگر از رشته پژوهشگری اجتماعی بسیار استقبال می کردند، در کل رشته تحصیلی مظلوم و پرکاربردی بود، گر چه هر چه بیشتر درسهای جامعه شناسی که مربوط به رشته تحصیلی بود را می خواندم بیشتر به رویای کودکی اقتصاد و صنعت علاقه مند می شدم و نهایتا همزمان هم وارد معاملات بورسی شدم، سال ۹۰ تا ۹۲ هنوز اوضاع معاملات بورسی عادی بود هم معاملات را یاد می گرفتی سود می کردی.

ورود به دنیای پرماجرای رسانه و گلایه از سارقین آثارش

بهمن سال ۹۲ اولین نوشته ام در روزنامه همشهری چاپ شد، و سبب ورودم به این روزنامه شد. گزارشات بورسی را به صورت خودآموز و با تحقیقات شخصی از سایت ها و اخبار مختلف بورسی به صورت تحلیلی تحقیقی بررسی و برای همشهری می نوشتم، تهران استقبال و تشویق می کرد بچه های کرمانشاه سنگ اندازی و اجحاف تا جایی که برای دوری از تنش فقط راه دورکاری در پیش گرفتم و استانداری و اتاق بازرگانی تنها حوزه های من بودن و البته اجحاف به قدری بود که تنها حق التحریر می گرفتم و باقی مزایایی که اگر روزنامه نگاری داشت.

کسانی که با دفترروزنامه هماهنگ بودند می‌بردند، و زحمات تحلیلی و تحقیقی و تفسیری در نوشتار با من بود. فقط با حق التحریر روزگار سپری می کردم، گر چه تلاشهای بسیاری برای پیشرفت کردم اما هر چه کارم بهتر میشد عرصه را همکاران سخت تر می کردند. از آسیب های روزنامه نگاری و خبرنگاری در کرمانشاه کوتاه فکری و تنگ نظری است، از این رو وقتی که به سبکی نو می رسی و در کار نوشتن و روزنامه نگاری مهارت می یابی درست زمانی است که از حضور در جمع چنین افراد تنگ نظر فرسوده شده ای ، آسیب دیگر این حرفه در کرمانشاه این است.

افرادی با رابطه روابط عمومی می شوند و در جبران کمبودهای توانایی مدیریتی و نوشتاری خود با مکر و حیله یک خبرنگار توانمند و یا چندین خبرنگار را به صورت محرمانه طوری که از هم خبر نداشته باشند و مدیر اداره آنها را نشناسد به کار دعوت می کنند و نهایتا مزد کار را نمی دهند و مظلوم نمایی می کنند که خودشان توانمند بودن و حقوقی دریافت نکرده اند، با روابط عمومی استانداری در سال ۹۴ چنین تجربه ای را داشتم سالی که با شرایط بسیار سختی نظیر صد گزارش چاپ شده، کسب رتبه در جشنواره از قبل، رشته مرتبط روزنامه نگاری یا علوم اجتماعی و کسب رتبه در جشنواره پیش رو جز ده نفر خبرنگاران و عکاسان استان شدم، و قرار بود با بستن قراردادی به کمک استانداری گزارشات وزارتخانه ها را تنظیم کنم، اما باز حلقه تنگ نظران نگذاشتند و یا سال گذشته چندین گزارش تصویری و نوشتاری برای حوزه معاونت اقتصادی نوشتم و نیز برای مدیریت بحران اما شخصی مطالب را به نام خود معرفی می کرد و هر چه تنظیم و تهیه می کردم و در محیط ایتا برای آن شخص می فرستادم گرچه می گفت: من گفته ام خانم امیری نوشته اما مشخص شد همه را به نام خود می گوید القصه این آسیب بزرگ بر پیکره روزنامه نگاری و خبرنگاری کرمانشاه است که چون بیماری خوره تنه درخت استعدادها و توانمندی افراد را نابود می کند.

یادم است سال ۹۶ یک گزارش بسیار خوب تحقیقی از تکیه معاون الملک نوشتم و چقدر آن زمان بزرگان روزنامه نگاری در روزنامه همشهری تهران مراتشویق کردند و همان مطلب سبب ترد من از دفتر همشهری شد به سبب تنگ نظری ها در پایان مطالب این گزارش را می آورم، و یا برای سراب قنبر سبب تشکیل کمپین روزنامه نگاری شدم که باغات سراب حفظ بماند و کمربند سبز اطراف کرمانشاه تشکیل شود، یا دوره روزنامه نگاری محیط زیست برای سمن های محیط زیست برگزار کردم و چون همیشه در حقم اجحاف شد جایزه ها از آن دیگران شد و نامی از من به میان نیامد، البته من دغدغه مال دنیا و نام نداشتم اما این حرکات که حقوق معنوی و مادی صاحب فکر و تلاش در کرمانشاه نادیده گرفته میشود سبب پسرفت جامعه اجتماعی است گرچه خیلی ها خود را فرهیخته می دانند و یا معتقد به توسعه پایدار هستند.

موفقیت های مهندس شهره امیری مدیرمسئول فقید منشور توسعه

در چندین جشنواره رتبه کسب کردم در جشنواره ابوذر سال ۹۷ رتبه یک کشوری کسب کردم گزارشم در مورد حجاب و عفاف بود که نه لوح تقدیر نه جایزه بدستم نرسید، دو رتبه استانی دیگر در جشنواره ابوذر در سال ۹۷ و ۱۴۰۲ کسب کردم، سال ۹۸ رتبه دوم گزارش نویسی جشنواره منطقه ای رسانه های کردی را کسب کردم، سال ۹۱ رتبه دوم مصاحبه نویسی استانی، سال ۹۴ رتبه دوم گزارش نویسی استانی، سال ۹۸ رتبه سوم یادداشت و مقاله و سرمقاله جشنواره ابوذر، سال ۱۴۰۲ خیلی جالب بود تنها نفری بودم که در استان در بخش سرمقاله رتبه کسب کرد و آن هم رتبه سوم شگفتا!
نگفتم در حین این همه تلاشها همزمان با پرداختن به حرفه روزنامه نگاری تصمیم گرفتم رشته مورد علاقه ام را بخوانم مهندسی صنابع بهترین انتخابم بود و شروع کردم، یک مقاله در سیویلیکا تا این پایه نوشته ام و در حال نوشتن کتاب و مقاله بعدی هستم.

گفتنی ست؛ این گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار فقید خانم مهندس شهره امیری مدیرمسئول منشور توسعه سال گذشته انجام گرفته و در هیچ رسانه‌ای انتشار نیافته است.

روح شان شان و قرین رحمت الهی باد!