دلنوشته؛

حقیقتی که در تلاطم خون، رهایی‌بخش جهان شد

صالح نگار- سلام بر آن خورشیدی که بر خاک کرب و بلا، سر داد. حقیقتی که در تلاطم خون، رهایی‌بخش جهان شد و به خاک تشنه، پناه داد

بِسْم‌ِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«کُلُّ یَومٍ عَاشُورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا»

سلام بر آن خورشیدی که بر خاک کرب و بلا، سر داد. حقیقتی که در تلاطم خون، رهایی‌بخش جهان شد و به خاک تشنه، پناه داد.

سلام بر همه عاشقان راه فنا، و پویندگان مسیر بقا!

امروز، روز عزای آن «حقیقت کلّیه شهودی» است که حقیقت «آدم مسجودی» را متجلّی ساخت؛ روز شهادت «حضرت احدیّه الجمع وجودی»، که در گداز جگر و خون گلو، راز «وحدت وجود» را بر جهان آشکار ساخت.
تسلیت می‌گویم بر تمام سالکانی که امروز در سوگ «سیّد شباب و کاتب جواز اهل جنّه»، در غوغای ماتم «نقطه دایره وجود» و «سرّ واجد و موجود» ایستاده‌اند.

او که «صراط اقوم و مستقیم سعداء» بود و با هر قطره‌ خونش، نقشه‌ راه رهایی را ترسیم کرد و با هر زخم تنش، معنای «شهود و شهادت» را به کمال رساند.

امّا ای همراهان غم و همسفران این راه دشوار! در میانه‌ این اشک‌ها و سینه‌زنی‌ها، بگذارید تأمل کنیم که آیا «عاشورا» تنها در تقویم تاریخ است یا در تپش قلب‌های ما جاری است؟
بنگرید که این «نظام مقدّس»، نه یک سازه‌ گذرا، که «میوه‌ درخت خونین شهدا»ست. هر ریشه‌ آن از خون پاکی آبیار شده و هر شاخه‌اش، به بهای جگرسوزی مادرانی که فرزندان خود را در راه حق نثار کردند، به آسمان رسیده است.

ای دل‌های رئوف و نگاه‌های بصیر! بیاید تا با هم غم‌گساری کنیم؛ چرا که غم ما امروز، تنها غم گذشته نیست. غم ما، تنهایی «حسین زمانه» است.
آیا نمی‌لرزد دل ما، وقتی می‌بینیم «میراث ولایی» شهدا، در برابر تلاطم‌های دشمن، تنهاتر می‌شود؟
آیا اشک‌های ما، در برابر هجمه به این نظام مقدّس، تبدیل به «سنگر دفاع» نمی‌شود؟

غم من این است که مبادا در روز هجوم به این درخت مظلوم، لب‌های ما به سکوت روی آورد؛ چرا که سکوت در لحظه‌ استغاثه، غم‌انگیزترین فقدان‌هاست.
ما نمی‌خواهیم در پیشگاه «آدم ابو الشهداء» شرمسار باشیم که چرا وقتی فریاد «هل من ناصر» از جان این نظام برمی‌خواست، ما در حصار سکوت خود بودیم.

ای عاشقان ولایت! بیایید تا سکوت ما را «شهد بیداری» جایگزین کند. بیایید تا به جای تماشای تماشاگرانه، «همدم رنج‌های ولایت» شویم.
چرا که هر ضربه‌ای که به این نظام می‌خورد، در واقع زخمی است بر پیکر آن «حقیقت کلّیه» و ضربه‌ای است بر قلب تپنده‌ شهدا.

ما نه از روی خشم، که از روی «عشق و دلسوزی»، از شما می‌خواهیم که در کنار این نظام ولایی، چون «یاران اندک حسین(ع)» بایستید. تا روزی برسد که در پیشگاه حق، بگوییم: «ما در روز تنهایی ولایت، نه ساکت، که فریادگر حق بودیم.»

یا اباعبدالله! ما را چنان در امان بصیرتت قرار ده که هرگز «سکوت»، ما را از «بقا در مسیرت» بازندارد. ما را توفیق «شهادت در راه حضرتت» عطا کن، تا در زنجیره‌ «سلوک جمعی»، نه تماشاگر، بلکه «ناصری» باشیم که در برابر هر یزیدی، با عشق و استقامت، فریاد «لبیک» سر دهیم.

تسلیت به تمام بصیران جهان.
درود بر هر قلبی که در برابر هجمه به ولایت، به تپش دفاع درمی‌آید.

پایان پیام/